تـــصـــویــر فــاجـــعـــــه

نگاهی به عکس های سباستیائو سالگادو

Sebastiao Salgado *                                     

 

     عکس های زیادی از فجایع انسانی روزانه پیمانه ی تحمل بصری ما را لبریز می کنند. کشتار، سیل، زلزله، بیکاری، تجاوز، فقر، گرسنگی و ... .

 

سه نفر در فلسطین جان باختند.

 

     در هنگام ورق زدن روزنامه ها و یا عوض کردن کانال های تلویزیون و یا هر رسانه ی تصویری دیگر! زندگی ما با فاجعه عجین شده و این خود فاجعه را باور پذیر می کند. ما می بینیم متنفر می شویم و فراموش می کنیم. و شاید علت کثرت این تصاویر همین باشد.

     ما نمی توانیم فاجعه را لمس کنیم. فاجعه دور، زشت و برای دیگران است. ما به فاجعه می اندیشیم ولی احساساتمان ما را همراهی نمی کنند.

 

سه نفر در فلسطین جان باختند.

 

     من فکر می کنم دراین میان مهمترین مسئله، مسئله ی قاب عکس هاست. تصاویر فاجعه قاب هایی دست نایافتنی دارند. آن ها به تصویر می نگرند، بی هیچ قضاوتی ...! و ما از میان آن ها تنها می توانیم به یک فضای دو بعدی بنگریم. ما می بینیم: انسان را که کشته می شود، انسان را که درد می کشد، انسان را که گویی دیگر انسان نیست! و این انسان خاصیت یک نام را به خود می گیرد... "انسان"... نامی که اگر بیش از حد تکرارش کنیم حتی از معنای خود جدا می شود. و این انسان، آن موجود گرم، متحرک، پرسرو صدا و بویناک نیست که احساسات ما را تسخیر کرده است. پس ما کانال را عوض می کنیم.

 

سه نفر در فلسطین جان باختند.

 

     این رَویه، رَویه ای عادی بشمار می رود تا روزی در یکی از این کانال ها، در یک سایت اینترنتی، سر یک کلاس، تصویر آشنایی در مقابل شما قرار می گیرد. آشنا از آن رو که در لحظه درک می شود. در این میان قاب به صورت یک سد تسخیر ناپذیر عمل نمی کند. این تصویر شما را دعوت می کند. دعوت می کند که دوباره و سه باره به آن بنگرید. وارد آن شوید و با موجودات آن سو رابطه بگیرید. سالگادو با نگاهی وسواسی، تمام اجزاء ترکیب را به درستی انتخاب می کند. همه چیز در جای خود قرار می گیرد، و انسان در میان. اما هنوز به مهمترین مسئله نرسیده ایم: زمان. شاید سالگادو لحظه ی قطعی را از خود برسون هم بهتر درک کرده باشد. درست در یک لحظه است که نقاب شکسته می شود. پیچش دایره وار شانه ی یک کودک از تصویری دو بعدی به ترکیبی از گوشت و پوست تبدیل می شود. و انسان درون قاب از قالب یک اسم خارج می شود.

      البته باید اذعان کرد که حتی سالگادو هم در تمام تصاویرش به این مهم دست نیافته. تصاویری که به این مرحله نمی رسند، نقوشی زیبا باقی می مانند. زیبایی که معمولا با موضوع آن ها تناسبی ندارد.

 

سه نفر در فلسطین جان باختند.

 

     بدین سان عکس های سالگادو شما را به درون می کشد؛ به پشت دیوار. و در آنجا فاجعه در انتظار است. اینجا شما با چهره ای درهم کتاب را ورق نمی زنید.می نگرید و احساس می کنید. انسان را انسان می بینید. فرو ریخته اما با امید. زنده. کودکانی را می بینید که می خندند؛ و مردانی را که گریه می کنند. پس آن ها را می شناسید. و این بار فاجعه را از نزدیک درک می کنید. و به نظر من این شاید رسالتی باشد که هر هنرمندی از انجام آن سر بلند بیرون نیاید.

------------------------------------------------------------------------------------------

*لینکی که در بالا داده شده تنها یکی از وب سایت هایی است که می توان آثار این عکاس را در آن ها مشاهده کرد. که فکر کردم یک جستجوی کوچک با موتوری مثل گوگل خیلی معقول تر از دادن دو؛ سه تا لینک توی این صفحه باشه!!!

/ 9 نظر / 7 بازدید
مانی

سلام استاد....جالب اينه که دونبال بلاگت می گشتم ولی پيدا نمی شد...اما از اون جالب تر اينه که وقتی نوشتم مهرداد عمرانی ، اول وبلاگ داداشت بهرام اومد و مال تو معلوم نیست کجای این google بود...خلاصه تو پيوند های داداشت پيدات کردم....يه سری به بلاگ منم بزن ، مخلصیم

امين

بابا بيا برو به چهار نفر لينک و پيوند بده! يه کمی فعاليت کن. روشنگری رو ادامه بده به سهم خودت!

آوات

البته که آن لينک هم کار نمی‌کنه

پرسشگر

سلام مهرداد جان! همون‌طور که می‌دونی٬ تعدادی از نماينده‌گان اقلیت و اکثریت مجلس دارن برای کشوندن احمدی‌نژاد به مجلس و پرسش از عملکرد ضعيف‌ دولت‌ش امضا جمع می‌کنن. ما بر اون شديم تا با يه حرکت مدنی برای تسريع اين کار نامه‌ای به نماینده‌گان مجلس بنویسیم و خواستار طرح سؤال‌هامون بشیم. تا به حال بیش از ۱۰۰ وبلاگ‌نویس و خواننده‌گان وبلاگ‌ها این نامه رو امضا کردن. شما هم می‌تونی با مراجعه به لينک اين پيام٬ اين نامه رو امضا کنی و به‌ش لينک بدی. مطمئنآ حمايت شما می‌تونه تأثير زيادی در موفقيت اين حرکت داشته باشه. يا حق!

گل تن

مهرداد لينکت کار نمی کنه ... برم گوگل کنم . اين تاکيد جمله ی تکرار شونده ت عالی ست و موثر ...

امين

بهت لينک دادم. بيا بلاگتو به روز کن. باور کن قرار نيست مسائل مهمی رو اينجا مطرح کنی!

بايا

:) خيلی خوب بود. ياد اون نوشته‌ی اميد مهرگان افتادم که بعدها پيمان هوشمندزاده يه نقد احمقانه در موردش نوشت که اينجا می‌تونيد بخونيد http://www.sharghnewspaper.com/841025/html/music.htm#s356187 به هر حال، فکر می‌کنم چيزی که تو مقاله‌ی اميد مهرگان نبود -يا شايد هم بود و من يادم نيست- شما اينجا به خوبی داريد.

امين

بيا به روز کن! من می دونم تو هيچ کار مفيدی نمی کنی! بيا پس فطرت!

ساسان م. ک. عاصی

بیا به روز کن! اتفاقا من معتقدم که داری کارهای مفید انجام می‌دی. ولی دلیل نمی‌شه که به روز نکنی. چیزی که می‌دونیم اینه که تو تنبل‌ترین نویسنده‌ای هستی که می‌تونه خوب بنویسه و خب آقا جان تو که خوب می‌نویسی خب بنویس! پس هم‌صدا با امین می‌گم بیا به روز کن، پیش فطرت! (مهرداد جان بترس از روزی که... نمی‌گم چه روزی که بیشتر بترسی!)